X
تبلیغات
همیشه سینما - نقدی بر فیلم میل مبهم هوس (لوئیس بونوئل-1977)

همیشه سینما

نوشته هاي سينمايي عليرضا احساني

نقدی بر فیلم میل مبهم هوس (لوئیس بونوئل-1977)

میل مبهم هوس   That Obscure Object Of Desire

کارگردان: لوئیس بونوئل
بازیگران: فرناندو ری ( ماتیو) –کارول بوکت و آنجلا مولینا (کونچیتا)
فیلمنامه : لوئیس بونوئل و ژان کلود کری یر
محصول : فرانسه – اسپانیا –1977
نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی زبان و بهترین فیلمنامه اوریژینال
برنده جایزه بهترین فیلم خارجی زبان از سوی انجمن منتقدان فیلم لس آنجلس
برنده جایزه بهترین کارگردانی از سوی انجمن ملی منتقدان فیلم آمریکا


میل مبهم هوس آخرین فیلم لوئیس بونوئل کارگردان شهیر اسپانیایی -پدر سورئالیسم در سینما و سازنده فیلمهایی چون عصر طلایی (۱۹۳۰)- زندگی جنایتبار آرچیبالدو دلا کروز (۱۹۵۵)- نازارین (۱۹۵۹) و جذابیت پنهان بورژوازی (۱۹۷۲) است.
بونوئل کارگردانی است خودساخته که از اواخر دوران سینمای صامت به فیلمسازی روی آورد. اولین فیلم او سگ آندولسی فیلمی کوتاه و 16 دقیقه ای بود که در سال ۱۹۲۹ ساخته شد و هنوز هم جز شاهکارهای کلاسیک سینما محسوب میشود. به هر حال بونوئل در طول سالهای متمادی فیلمسازی راتجربه کرد و از دهه ۱۹۳۰ تا دهه ۱۹۷۰ همواره یکی از متفاوت ترین کارگردانهای سینمای اروپا محسوب میشد که البته بسیاری از فیلمهاییش را هم در مکزیک ساخت .
وی در سال ۱۹۶۱ به خاطر فیلم ویردیانا نخل طلای کن ودر سال ۱۹۷۲به خاطر فیلم جذابیتهای پنهان بورژوازی جایزه اسکار را کسب کرد.

و اما در مورد میل مبهم هوس:
ماتیو (فرناندو ری) که پیرمردی است موقر و جا افتاده در کوپه قطار ماجرای آشنایی خود با دختری جوان (کونچیتا) را برای همسفرانش تعریف می کند . ساختار روایی فیلم مثل همشهری کین از فلاش بک های متعدد تشکیل شده که گاها به زمان حال در قطار بازمیگردد.
این فیلم کنکا شی است عمیق در باره مسائلی چون عشق- شهوت- هوس-خودخواهی –آزادی و در نهایت مرگ.
بونوئل در این فیلم تا حدی از فضای به شدت سورئال و فانتزی دو فیلم قبلی خود یعنی جذابیتهای پنهان بورژوازی و شبح آزادی فاصله گرفته ولی باز نمی تواند علاقه اش را به سورئالیسم پنهان کند. اینکه نقش کونچیتا را دو بازیگر زن ایفا میکنند خود می تواند دلیلی بر این امر باشد. کارول بوکت لاغر اندام و آنجلا مولینای نسبتا فربه هردومتناوبا در نقش کونچیتا ظاهر میشوند و این بیننده را واقعا گیج می کند ولی برای کسانی که با فضای سورئال فیلمهای استاد آشنا هستند این امر چندان هم عجیب نیست . هر چند این تغییر متناوب بازیگر نقش کونچیتا میتواند نمادی از دو شخصیتی بودن و دمدمی مزاج بودن وی باشد که گاهی معصومانه به ماتیو ابراز عشق می کند و خود را برای او دختری باکره جا می زند و گاهی همانند یک زن بدکاره برای توریستها عریان میرقصد ویا برای تحقیر ماتیو در جلوی چشمان او با مردی جوان معاشقه میکند.
از طرفی ماتیو که سر پیری عاشق این دختر جوان و زیبا شده فکر میکند می تواند با پول او را تصاحب کند .درست مثل یک کالا و این را کونچیتا قبول نمیکند.
این دو گاهی یکدیگر را دوست دارند و گاهی از هم متنفر میشوند تا واقعا پیچیدگی "میل هوس" را به نمایش بگذارند. هوسی که با ترس و شهوت و خودخواهی و میل به آزادی در هم آمیخته و خود مثل یک عامل نیرومند بر شخصیتها و داستان تاثیر می گذارد تا جاییکه گاهی فکر می کنیم شخصیت اصلی این فیلم همان " میل مبهم هوس " است نه ماتیو یا کونچیتا ! آنها تحت تاثیر هوسهای خود تصمیم میگیرند که چطور عمل کنند. وما حیرانیم که حق با کدام است؟
با پیرمردی که برای آسایش معشوقه اش دست به هر کاری میزند ولی در نهایت به بدترین شکل از طرف او تحقیر میشود. یا با دختری که آزادیش را دوست دارد (در جایی خطاب به ماتیو می گوید: "گیتار من ماله خودمه برای هرکی دوست داشته باشم میزنم!")و نمی خواهد مرد مورد علاقه اش با او مثل یک کالا رفتار کند؟
هر چند بونوئل گاها طرف مرد را میگیرد: آنجا که ماتیو با خشونت تمام کونچیتا را زیر مشت و لگد می گیرد ما از کتک خوردن کونچیتا راضی هستیم و شاید زیر لب بگوییم "حقشه!" چون ما هم مثل ماتیو از دروغگویی و دو رویی کونچیتا خسته شده ایم. (درست مثل فیلمهای سم پکین پا که در آن خشونت ابتدا توجیه میشود بعد عملی میگردد.)
و بالاخره سکانس پایانی که پر از رمز و راز است و آن "ساک دستی" عجیب و غریب!
این ساک (گونی) را سه بار در فیلم میبینیم : یک بار در اوایل فیلم که مردی دوره گرد آنرا به دوش انداخته- یکبار در اواسط فیلم زمانی که ماتیو آنرا در منزل دوستش جا میگذارد و یکبار در پایان فیلم که زن خیاط لباسهای زنانه را از آن بیرون میاورد و یک لباس عروس خونی را می دوزد! ماتیو از پشت شیشه محو تماشای این صحنه است (شاید به یاد همسر مرحومش افتاده) ولی کونچیتا از این صحنه خوشش نمی آید و باز قهر میکند ماتیو باز برای کسب رضایت او به طرفش میرود ولی کونچیتا از او دور میشود. با خود می گوییم " باز هم شروع شد!" ولی انفجار یک بمب به تمامی هوسهای آندو پایان می دهد!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 11:38  توسط علیرضا احسانی  |